کاربرد زمان حال ساده و استمراری در گرامر زبان انگلیسی بسیار شبیه به زبان فارسی است اما تفاوت هایی هم با دارند که در ادامه با ذکر مثال های متفاوت می توانید با نحوه صحیح استفاده از این دو زمان پر کاربرد را یاد بگیرید.
از زمان حال ساده برای وقایعی که بطور کلی یا بطور مکرر رخ می دهند استفاده می کنیم.
Water boils at 100 degrees Celsius.
آب در دمای 100 درجه سانتیگراد جوش می آید.
Excuse me, do you speak English?
ببخشید، شما انگلیسی صحبت می کنی؟
It doesn't rain very much in summer.
در تابستان زیاد باران نمی بارد.
I always get hungry in the afteoon.
من همیشه بعد از ظهر گرسنه می شوم.
What do you usually do at weekends?
آخر هفته ها معمولا چه کار می کنی؟
Most people lea to swim when they are children.
بیشتر مردم وقتی کودک هستند شنا کردن یاد می گیرند.
Every day the population of the world increases by 200,000 people.
هر روز جمعیت جهان 200,000 نفر افزایش می یابد.
My parents live in London. They have lived there all their lives.
پدر و مادرم در لندن زندگی می کنند. آنها همه عمرشان آنجا زندگی کرده اند.
John isn't lazy. He works hard most of the time.
جان تنبل نیست. او بیشتر اوقات سخت کار می کند.
از زمان حال استمراری برای وقایعی استفاده می کنیم که در همان زمانی که در حال صحبت کردن هستیم در حال وقوع و در جریان هستند و هنوز به پایان نرسیده اند.
The water is boiling. Can you tu it off?
آب دارد می جوشد. می توانی خاموشش کنی؟
Listen to those people. What language are they speaking?
به آن افراد گوش کن. به چه زبانی دارند صحبت می کنند؟
Let's go out. It isn't raining now.
برویم بیرون. الآن باران نمی بارد *
- I'm busy.
- What are you doing?
- سرم شلوغ است.
- داری چه کار می کنی؟
I'm getting hungry. Let's go and eat.
دارد گرسنه ام می شود. برویم و غذا بخوریم.
Kate wants to work in Italy, so she's leaing Italian.
کیت می خواهد در ایتالیا کار کند، بنابران دارد ایتالیایی یاد می گیرد.
The population of the world is increasing very fast.
جمعیت جهان به سرعت زیاد در حال افرایش یافتن است.
I'm living with some friends until I find a place of my own.
من تا وقتی جایی برای خودم پیدا کنم با چند تا از دوستانم زندگی می کنم **
- Yor're working hard today.
- Yes, I have a lot to do.
- امروز داری سخت کار می کنی؟
- بله، کار زیادی برای انجام دادن دارم.
* یکی از موارد تفاوت میان دستور زبان انگلیسی و فارسی، حالت منفی زمان حال استمراری است. ما این حالت را در زبان فارسی نداریم. برای مثال هیچوقت نمی گوییم "من ندارم تلویزیون تماشا می کنم" بلکه از زمان حال ساده استفاده می کنیم.
** یکی از کاربردهای زمان حال استمراری در زبان انگلیسی بیان موقعیت های موقتی است که در این گونه موارد هم در زبان فارسی از زمان حال ساده استفاده می کنیم.
یکی از موارد کاربرد زمان حال ساده، بیان اتفاقات کلی، عمومی و همیشگی بود. اما ما می توانیم هنگام استفاده از زمان حال استمراری هم از قید زمان always استفاده کنیم اما معنی جمله کمی متفاوت خواهد بود.
در زبان انگلیسی وقتی می گوییم I always do somthing (من همیشه فلان کار را انجام می دهم) یعنی آن کار را بطور عمومی همیشه انجام می دهم. برای مثال:
I always go to work by car.
من همیشه با ماشین سر کار می روم.
اما اگر بگوییم:
I've lost my pen again. I'm always losing things.
دوباره خودکارم را گم کردم. همیشه چیزهایم را گم می کنم.
به این معنی است که من اغلب اوقات و بیشتر از حد معمول چیزهایم را گم می کنم. نه اینکه هر بار چیزی همراه خودم می برم آن را گم می کنم. به عبارت دیگر داریم اتفاقی را که به دفعات زیاد رخ می دهد با اغراق بیان می کنیم و به همیشه اتفاق افتادن نسبت می دهیم.
You're always watching television. You should do something more active.
همیشه داری تلویزیون تماشا می کنی. بهتر است کار پر جنب و جوش تری انجام دهی.
(بیشتر اوغات که تو را می بینم در حال تلویزیون تماشا کردن هستی)
Tim is never satisfied. He's always complaining.
تیم هیچوقت راضی نیست. همیشه در حال نق زدن است.
http://www.behgozar.comمنبع: